بحرین بحرالدم

 

... و حالا بنشینیم فقط شعر بگوییم
و قربان صدقه ی خود برویم.
یکی مان از بحور شعر بگوید
دیگری از سر و کول قافیه پایین و بالا برود
ایماژ و ایهام، بهانه ای شود برای سرگرمی
صنایع ادبی، پرده ای برای ندیدن - درست ندیدن -
تصویر و عنصر خیال، چشمی برای خواب
نازک خیالی شاعرانه، ترفندی که ما، خیلی نازک دلیم
و حالا بنشینیم شعر بخوانیم
بجای خواندن دفتر زندگی انسانهایی که در بحرین و یمن و لیبی
پرپر می شوند
و شعر بگویییم
بجای فریاد علیه ستم آل سعود و آل خلیفه و آل نهیان.
- راستی! حال فرخی سیستانی چطور است؟ -
 
و حالا باید ببینیم کدام طرح و برنامه ی از پیش
برای دعوای داخلی مناسب تر است
همان را به میدان بیاوریم
و بیماران رها شده در بیابان و دشت رابه هیچ انگاریم
و بر رنج گرسنگان بگذریم، گیج و گول و منگ!
در روزگار سر اعتقادات مردم و سنگ!
ریا و رنگ و نیرنگ!
 
درود برشکوه  قدرت و ثروت!
نفاق رنگارنگ!
دلبران افسونگر!
شاهدانٍ شوخ مه پیکر!
و سخنان و رفتارهای ویرانگر!
سپاس بر زر و زور جهانی!
دشمنان انسانی!
و سلام بر چشم های تماشا، چشم های تا به تا
- در هر کجای گیتی -
که نهایت عاطفه ی ورم کرده شان
نچ، نچ گفتن
کنار بساط عرق و ورق است.
 
روزنامه ها از دستمزد کلان فلان بازیگر می نویسند
آن آقای ستاره ی فوتبال ( کدام ستاره؟ )
غمباد گرفته که چرا پنت هاوس اش، استخر ندارد
و آن استاد رمل و اُسطرلاب و سِحْر
با همه ی تماشاگران، مذاکره می کند - با تطمیع و تهدید -
انتخابات در پیش است!
 
و حالا بنشینیم به قصه گفتن
و افسانه بافتن
تا " روایت فتح "از سکه بیفتد
و راویان عاشق، از رنج  تنهایی ناگزیر
از غصه بمیرند.
 
ما، ساز ناکوک بداخلاقی را - چندی است -
روی نتی که اهریمن نوشته است
کوک می کنیم
و ارکستر بی خیالی خود را
به افتخار ساحران مدرن، گرم و گرم و گرم.
و از پس پشت نفرت مرداب
 می نوازیم در دستگاه خواب
در دستگاه مرگ آب
عشوه گری متعفن سراب
رقص سیاه موش های سرداب.


یک مرکب نوازی ناب شیطانی! 

دیشب در بحرین یک لیتر آب
هزار دلار فروخته شد
و خون هزار انسان بی گناه
به دیناری بر زمین ریخت
و در سازمان ملل
آب از آب تکان نخورد
اعضای دائم شورای امنیت

در جزایر قناری

حمام آفتاب گرفته اند.


... راستی! قیمت سکه، هنوز پایین نیامده است؟
از بازار بورس لندن و نیویورک چه خبر؟
 
... و حالا بنشینیم کمی لطیفه بگوییم
بخندیم تا گره اخم دلمان باز شود
خسته شدیم از بس غصه خوردیم
بگذار گرازهای آل خلیفه و آل سعود
و کفتارهای عبدالشیطان و قذافی
به کار خود مشغول باشند.
 
آهای آقای دبیرکل سازمان ملل!
مراسم ازدواج دردانه ی ملکه الیزابت، خوش بگذرد
جدی می گویم، خوش باش!
مردم بحرین و لیبی و یمن
یاد گرفته اند که چگونه سر اژدهای ستم را
به سنگ مرگ بکوبند.
 
... روزنامه ها از دستمزد کلان فلان...
... آقای عزیزالدوله! در نمایشگاه باکره ی باران - به زعم او-
در باره ی شکوه خلقت عروس دریایی درفشانی کرد و...
 
... وحالا بهتر است کمی بخوابیم!
داد بی داد

* قائم کجایی؟*
پ ن: دوستان به صفحات جانبی هم سری بزنید
یا علی
/ 73 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد شاکری

سلام تا میشه باید نوشت و فریاد زد تا پیروزی بحرین

شهید من

سلام،خداقوت.... - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - اینجا شرهانی است ، آخر دنیا، جایی که ملائکه بالهای خود را به خاک آن متبرک می کنند، اینجا خاک نیست ،اینجا افلاک است ، اینجا قتلگاه بهترین بندگان خداست ،اینجا محل عروج است ، اینجا زمین وآسمانش روضه خوان است………………………. با مطلب عملیات شرهانی به روزم..... یاعلی

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام ضمن تشکر از حضورتان دوست خوبم ممنونم که به برادران بحرینی و ظلمی که به انها میشود پرداخته اید قربان مهربانیتان البته نمی دانم جرا نیروی انتظامی در ورزشگاه با دوستان بد برخورد نموده نمی دانم چه سیاستی هست

سیده سارا

(مادری) مراقبه ای عظیم است. مادری یکی از والاترین هنرهاست موجودی زنده در خود می افرینی کار پیکر تراش با کار مادرابدا همسنگ نیست پیکر تراش تنها پیکر مرمرین می افریند ونه کار نقاش.. شاعر خواننده و اهنگساز هیچ یک با کار مادر همسنگ نیستند. انها همه با اشیایی بیجان بازی میکنند مادر والاترین شاعر چیره دست ترین نقاش تردست ترین اهنگساز و ماهرترین پیکر تراش است اوخالق اگاهی و افریننده خود حیات است. پیشاپیش ولادت خانم فاطمه زهرا رو به همه تبریک عرض میکنم.

یکی از بچه ها

ممنون که سر زدید به من می دونم نیتتون جهاده شاید من اشتباه می کنم توی قضیه تحلیل اتفاقات ورزشگاه اما نمی خوام اون شیعه بحرینی که با هزار امید و آرزو به ایران نگاه می کنه از ما ناامید بشه و بگه بابا اینا هم که دولتشون مثل ماست! ان شا الله اتفاقی که بهتره بیفته.

133

آقا بیا که دیگر توانی نیست دارند به صورت رسمی شیعه میکشند ...

سرخ و سبز

سلام چرا واسه (نگرانیم همه) نظراتش رو غیر فعال کردیید؟ شعرتون سرشار از تناقضه: اسمتون رو گذاشتید منتظر پس بهتره یه مطالعه ای در مورد ویژگی های انسان منتظر داشته باشید. (ماهمه منتظریم = تا به کی همچنان ساکت و آرام باشیم) در این شعر علت اینکه آقا نمیان رو گفتید=(همچنان ساکت و آرام باشیم) ، اما با این وجود درخواست آمدن آقا رو دارید ما خجل گشته ایم از روی مادرت ماهمه منتظریم اما... به خدا پشت به پشتت همه صف میبندیم تو بیا به خدا ما همگی خسته شدیم تا به کی ظالم را سر به زیران باشیم تا به کی ظلم شود اما ما... همچنان ساکت و آرام باشیم پس بیا زمزم پنهان

سرخ و سبز

سلام اول اینکه نیتتون از سرودن شعر مهمه که خیره (ما همه منتظریم)، ‌فقط انسان منتظر، منتظر است، انسان منتظر در برابر ظلم ساکت و آرام نیست، او مستکبر ستیز است. ظهور هنگامی رخ می دهد که انسان ها، منتظر باشند، آیا اکنون انسان ها منتظرند؟ ویژگی های انسان منتظر را دارند؟ اگر اکنون آقا بیاید، دلش را به چند نفر خوش کرده؟ به چند منتظر؟اگر آری انسان ها منتظرند، پس آقا چرا نمی آیی؟؟؟؟؟؟ وگرنه پس درست نیست اینو بگیم که چرا نمی آیی؟ شعرتون قشنگه و تاثیرگذار، نیازی به تغییر نداره

موج وبلاگی جبهه جهادگران

غرب با تمام ادعاهایی که در مورد دفاع از حقوق بشر داشته و دارد، بیشترین جفا را در طول تاریخ بشریت در حق انسانیت کرده است و در این میان سهم زنان غربی در برخورداری از مظالم عصر تجدد بیش از سهم ایشان نسبت به سایر مزایای اجتماعی و انسانی بوده است... موج وبلاگی«زن غربی را آزاد کنید» از تمام اعضای جبهه جهادگران مجازی و دیگر دوستان که در موج قبلی«بحرین بحرالدم» همراهمان بودند، دعوت می‌کند که با نوشتن یادداشت‌ در وبلاگ‌های خود به این موج بپیوندند.در صورت پیوستن در وبلاگ اعلام نمایند. با تشکر. جبهه جهادگران مجاز