بازگشت

برگشت به شیراز

 

 

سعدی اینک به قدم رفت و به سر باز  آمد

 

مفتی   ملت     اصحاب     نظر    باز     آمد

 

فتنه ی   شاهد  و  سودا  زده ی  باد  بهار

  

عاشق    نغمه    مرغان    سحر   باز    آمد

 

تا    نپنداری     که     آشفتگی     از   بنهاد

 

تا  نگویی   که   ز  مستی  به خبر باز   آمد

 

دل  بی  خویشتن  و  خاطر  شور  انگیزش

 

همچنان   یاوگی   و   تن  به  نظر  باز   آمد

 

سالها  رفت  مگر   عقل   و  سکون   آموزد

 

تا  چه  آموخت که زآن  شیفته تر با ز    آمد

 

خاک  شیراز  همیشه  گل خوش  بوی دهد

 

لاجرم   بلبل    خوشگوی    دگر     باز    آمد

 

چون  مسلم   نشدش  ملک  هنر  چاره ندید

 

به   گدایی    به    در    اهل    هنر  باز     آمد

 

 

  البته جناب سعدی کجا و ما کجا؟؟

 

  سلام روز و شب همتون بخیر

 

  مثله اینکه بالاخره این طلسم شکسته شد و ما دوباره آپ کردیم.

 

  البته راستش نظر یه دوست همچین بگی نگی ما رو تکون دادو اومدیم و   

  نوشتیم.

 

  نمیدونم شما ها چیکارا میکنید خودم که سرم خیلی شلوغ بود

 

  با شروع شدن مدرسه ها دیگه وقت سرخاروندن هم نداشتم.

 

  متاسفانه از یکم مهر ماه  که آخرین برنامه عابران رو گوش

 

   کردم دیگه هیچ صدایی از رادیو به گوش من تا به این لحظه نرسیده و

 

  این واقعا جای تاسف برای خودم داره!!!!!!!!

 

  ولی خب عوضش یه اتفاقایی افتاده و به قول آقای مشکینی ماهم داریم یه

 

  تولد دوباره رو تجربه میکنیم. البته نه از نوع مشکینیاش ها!!!

 

  بله خب استاد مشکینی هم رفت  و من از همینجا به همه طرفداراشون

  تسلیت میگم.

 

  البته برداشت بد نکنید ، منظورم این بود که دیگه ایشون مثله گذشته وقت

 

  رسیدگی به طرفداراشو نداره.

 

  بالاخره یه زندگی جدید شروع شده دیگه یه تولد دوباره( به قول خودش)

 

  در هر صورت  پیوندشوت رو تبریک عرض میکنم.

 

  امیدوارم با یا علی عشقشون رو آغاز کرده باشن.

 

  خب دیگه چه خبرا؟؟؟؟؟

 

  خیلی دلم میخواد همه اتفاقایی که این چند وقت افتاده رو برام بگید میشه

  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  هرکی یه خاطره بگه

 

  رادیو و غیر رادیو فرقی نداره

 

  فقط خاطره فراموش نشه

 

  آخ که چه قدر دلم تنگ شده واسه آیتم سازای عابران

 

  چه خبر از اونا؟؟؟؟؟؟

 

  راستی شنیدم برج مراقبت هم که ترکونده و چت روم شده!!!!

 

  خدا عالمه!!!!

  راستی قالب جدیدم چه طوره؟؟؟

 

  خوبه نه؟؟؟عالیه!!! مثله اسم خودم!!!

 

  تا یادم نرفته هروقت دلتون گرفت و خواستید با اون بالاییه یه راز و نیازی

  داشته باشید به پست قبلی من مراجعه کنید.

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسانه یکا

دلم خیلی پر بود امروز زدم زیر گریه من خیلی دوسش دارم و هرروز شاهدم چطور اذیتش میکنن

alieh

سلام چیز مهمی نیس بعد واست میگم . عجبی خانومی [ماچ]

نسیم

سلام عالیه مهربونم خوبی خانومی؟ منم خوشحالم حامد مشکینی هم سرو سامان گرفت دست از سر کچل رادیو کشید خوبه الان دیگه رو برنامه های مخصوص کار میکنه صبح تا شب رادیو نمیاد ایشالا خوشبخت بشه خبری درکار نیس امیدوارم موفق باشی عزیزکم مراقب خودت باش

zss

سلام ...خبرم که من بیشتر از برج مراقبت خبر دارم که به قول تو چتروم شده... امشب تونستی یه سر بیا وبش اپم منتظرتم[گل][گل]

طناز

wow!چه وبلاگ عجیبی داری!اصلا به گروه خونیم نمیسازه!نظر گذاشتم که یه وقت دلخور نشیییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![شیطان][رویا]

یه آشنا...یه دوست....

امان ازدست تودختر....[متفکر][متفکر] میام میگی چرامیای....نمیام ..میگی چرانمیای....آخه تودیگه کی هستی....عزیزم همه ی کاروزندگی من توهستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![خنده][خنده][خجالت][چشمک][نیشخند][خنده] چیکاکنم دیگه ازبس توخوبی....تعریفاهم قابلی نداشت....واقعیت بود....فقط حیف که امروزبدجوری زایم کردی....[ناراحت][گریه] امیدوارم همیشه لبخندگوشه ی لبت همراهت باشه نه قاب کرده رودیواراتاقت عزیزم....فعلاتابعد[ماچ][خجالت][قلب]

ستاره ی شب

سلام سلام گلم : [گل] چطوری خانومی ؟؟؟؟؟؟ به به عجب تغییر و تحولاتی دادی ..... [دست][گل] قالب جدید مبارک خیلی خوشگلهههههههههههههه .... [قلب] آخی چه شعر باحالی گذاشتی از اسمش خیلی خوشم اومد برگشت به شیراز ....[نیشخند][لبخند] خاطره خیلی دارم میرم دوباره فردا پس فردا میام برات می گم .... [اوه][لبخند] فعلا

دختر دائیت-فاطمه

سلام عزیزم ببخشید که دیر به دیر به سایتت سر می زنم آخه تو که خوب میدونی من زیاد وقت ندارم منظورم درس و ایناست به هر حال خواستم بگم که مطلب تولدت رو خوندم مخصوصا از اون اون قسمتی که از دعای عرفه گذاشتی خیلی خوشم اومد به هر حال دختر عمه ی منی دیگه عزیزم من خیلی کار دارم در انتها باید بگم :دوست دارم به اندازه ی همه ی ستاره هایی که روی زمین دیده نمیشن .[[قلب]فعلا